سرزمین خون و عسل
فیلم در سرزمین خون و عسل ساخته ی آنجلینا جولی رو دیدم،فیلم مربوط به جنگ بوسنی در سال ۹۲ میلادیه و تا سال ۹۵ که پایان جنگ هست رو روایت میکنه.تم اصلی فیلم جنگ و خشونتی هست که بر علیه بشریت و به خصوص بر زنان رفته که با توجه به کارگردان فیلم که خودشون زن هستن جنبه ی زنانه ی فیلم قویه و انصافا هم که بازیگران فیلم به خوبی از عهده ی کار براومدن،ولی روایت فیلم داستان رابطه ی یک جوان صرب با یه دختر مسلمونه.این دو قبل از جنگهای داخلی با هم آشنا میشن و رابطه ی عاشقانه ای رو شروع میکنن که هنوز چیزی از این ماجرا نگذشته که جنگ شروع میشه و پسر (دنیل)که طبق رسم خانوادگی و سنت پدر نظامیه به جبهه ی صرب ها میره و دختر(آجلا) که مسلمونه در طرف مقابل قرار میگیره،صربها که به پاکسازی قومی می پردازن و مردان و جوانان غیر صرب رو میکشن،از زنانشون برای ابزار جنسی و انجام کارهاشون استفاده می کنن که آجلا نیز در میان اسرا ست و دنیل اونو از صربها محافظت میکنه و....صحنه های فیلم بسیار عالیه و فیلم تونسته از عهده ی نشون دادن ظلمی که به زنان شده بر بیاد.
بعد نوشت:نمیخوام وارد بحث مسایل زنان در جهان امروز یا صحیحتر در طول تاریخ بشریت بشم،اما آیا واقعا زن فقط برای ارضای میل جنسی مرده و آیا به خاطر اینکه زنه و میشه بدون اینکه مرد از نظر وجدانی مشکلی داشته باشه هر کاری که میخواد با زن بکنه؟این سوال من رو وقتی فیلم رو ببینید بهتر متوجه میشید. همچنین نمایشنامه ی پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی نوشته ی ماتئی ویسنی یک رو هم بخونید تا عمق فاجعه رو حس کنید.
بعد تر نوشت:آیا روزی میرسه که کرامت انسانی رو در دنیا ببینیم؟من بعید میدونم چون به نظرم اینم برنامه ای از طرف خداست تا هر کسی در این دنیا به نحوی درد بکشه و ستم ببینه و چقدر دردناکه رنجی که یک زن هنگام برقراری رابطه ی جنسی (تجاوز جنسی)به اجبار میکشه و چه تسکینی یا چه پاداشی از طرف خدا براش هست؟دیگه ادامه ندم که بیشتر وارد مباحثی میشه که نه در توان دانش منه نه در حوصله ی این پست.
درد دارم،درد...