یاد بعضی نفرات
کتاب یاد بعضی نفرات نوشته ی سیمین بهبهانی بررسی آثار شاعران و نویسندگان پیشکسوت و همدوره ی ایشان می باشد که به نظرم، نقد بعضی نفرات می باشد تا یاد!!!در این کتاب خانم بهبهانی برشی بسیار کوتاه از زندگی افراد و بررسی یک و گاهی چند اثر یکی از بزرگان فرهنگ و ادب فارسی را پیش روی خواننده قرار داده است.ای کاش خانم بهبهانی بیشتر به ذکر خاطرات و گفتارهای این اشخاص در محافل و گاه مجالس خصوصی می پرداخت،مقوله ای که جای خالی آن در ادبیات ما دیده می شود،زندگی بیشتر این بزرگان ادبی به خاطر پاره ای مسایل از جمله امتناع این عزیزان از فیلمبرداری و مصاحبه های شخصی،تا ممنوعیت های حکومتی،کم کاری خود ما که تلاشی برای ثبت زندگی و خاطرات این بزرگان انجام نداده ایم را در هاله ای از ابهام قرار داده است.در این شرایط نقل خاطرات تعدادی از این عزیزان از زبان یکی از همنسلان بسیار سودمند و قابل استفاده می باشد.اما با توجه به مطالب عنوان شده،بررسی خانم بهبهانی در این سطح هم خود مغتنم و مفید می باشد.
در بررسی پاره ای از آثار،ایشان تفسیری از متن یا شعر ارایه می دهند که بیشتر به نظر می رسد تحمیل اندیشه ی خود ایشان به متن می باشدتا ارایه ی نظر شاعر یا نویسنده!!!!در چند بررسی از جمله آثار نصرت رحمانی،یدالله رویایی،جواد مجابی،بیژن نجدی و ضیاء موحد این تحمیل و برداشت شخصی بیشتر به چشم میخورد.مقوله ای که زمانیست دامنگیر حوزه ی آثار معاصر شده است گنگی و بی محتوایی متن می باشد که بسیاری قایل به سبک و نوع جدید ادبیات هستند،اما با همه ی تلاشها و کوششهایی که انجام میگیرد متن یا شعر گفته شده قابل فهم یا اعتنا نمی باشد،و ابراز این عقیده به بی اطلاعی و عدم ذوق گوینده منجر می شود و جریانی که متاسفانه سالهاست جامعه ی ما هر اندیشه ای را که با جریان کلی هماهنگ و همفکر نباشد را عقب مانده و بدون اطلاع معرفی میکند و محلی برای بررسی و نقد اندیشه باقی نمی گذارد، و جریان معروف لباس پادشاه و حرامزاده بودن هر که آن را انکار کند به ذهن می آورد.من کاری به جریان حکومت و مخالفتهای بی اساس آنها ندارم،در همین کتاب و بررسی آثار گفته شده حتی خود خانم بهبهانی اذعان دارند که متن و اثر برای عامه نیست حتی خود اصحاب خاص هم ممکن است چیزی نصیبشان نشود و با تکرار و توجه زیادبه عمق اثر پی ببرند!!!!آیات ادبیات جزیی از زندگی و برای همه ی مردم نیست؟آیا ادبیات فقط برای عده ای خاص آنهم به اذعان خود ایشان که همین خواص هم بیشترشان به عمق مطلب نمی رسند،می باشد؟آیا خواننده ی امروزی با توجه به تفکیک علوم،و نداشتن وقت کافی به علت کار و زندگی باید به تمامی علوم و اندیشه های شرق و غرب و اسطوره ها آشنا و واقف باشد؟قدری انصاف بدهیم که همین مقدار هم که شخصی کتابی تهیه و وقتی برای مطالعه به آن اختصاص می دهد اتفاقی خوشایند در جامعه ی ماست،پس انصاف نیست با نوشتن آثاری که فهم آنها نیاز به داشتن اطلاعاتی بسیار در همه ی زمینه هاست و تحلیلی عمیق توسط چند خواص را می طلبد دلزده و پریشان کنیم.باور کنید من غرضی با کسی ندارم اما انصاف نیست پریشان گوییها و افکار موجود در ذهنمان را به عنوان شعر یا متن ادبی یا داستان به اسم ادبیات و شعر جدید و با پشتوانه ی تبلیغات و کمک بعضی افراد به خورد مردم بدهیم.کمی هم وجدان داشته باشیم و برای هر اثری،سوت و هورا نکشیم!!!اثری که برای توده ی مردم نباشد جایی در فرهنگ ایران پیدا نمی کند و ماندگار نمی شود.خانم بهبهانی دقیقا آثاری را که در این کتاب قابل فهم و ساده انگاشته اند و ایراد وارد کرده اند بلافاصله خود اذعان داشته اند که با اقبال بسیار عالی در بین مردم برخوردار شده اند.انصاف بدهیم آیا ادبیات برای مردم و ارتقای دانش و اندیشه ی همه ی افراد جامعه نیست؟
بعد نوشت:مطالب گفته شده اندیشه ی اینجانب میباشد و قابل نقد و بررسی،درد دلی بود از دست زمانه و مقوله ی روشنفکری!!!
بعد نوشت تر:از این شعر محمد رضا ترکی خیلی خوشم آمد
یقین از من و تو مسلمان ترند
ابوذرترانی که سلمان ترند
من و تو که هیچیم این مومنان
کمی از خدا هم مسلمان ترند!
چرا؟ چون خدا خوب و بد آفرید
و شیطان و آنها که شیطان ترند
ولی این مقدس مآبان پاک
از این جرمها پاک دامان ترند!
از اینها و آدم که عصیان نمود
کدامین بگو اهل عصیان ترند؟!
تعجب مکن این خوارج دلان
اگر از علی اهل ایمان ترند!
ولیکن چه حاصل که در درک دین
دو سه رتبه از گاو نادان ترند
تفاوت ندارند با اهل شرک
مگر اینکه خشک اند و آنان ترند!
مخاطب شعر خشک مغزان خشک دینی هستند که مسلمانی آنها وسیله ای است برای اثبات خویش و نفی دیگران!