وجدان بیدار
کتاب وجدان بیدار نوشته ی اشتفان تسوایگ،بررسی مقطعی از قرن شانزدهم میلادی و شهر ژنو میباشد.داستان زندگی مردی به نام کاستلیو (نماد مصلح آزاد اندیش دینی)در برابر کالون (نماد حکومت مستبد دینی) و مبارزه و شهادت سروه (نماد شورشی آزاد اندیش دینی).در قرن شانزدهم هنگامی که لوتر و دوستانش در برابر کلیسای کاتولیک ایستادند و دست به اصلاح دینی و پایه گذاری پروتستان زدند،جوانی فرانسوی تبار و مبارز و قایل به آزادی اندیشه ی انسانی به نام کالون،همصدا با دوستان شورشی خود،و به دنبال آرمان والایی که در نظر داشت در شهر ژنو به قدرت رسید و رهبری دینی جامعه را به دست گرفت،اما دستیابی به قدرت،استبداد و سرکوب مخالفان و کشتار را برایش به همراه داشت،داستان تاریخ دوباره تکرار شد و کسی که خارج از قدرت به آزادی اندیشه و حرمت انسان قایل بود با در دست گرفتن قدرت به مستبدی تمام عیار در برابر اندیشه و آزادی و حرمت انسانی تبدیل شد.مبارزات سروه و زنده در آتش سوزاندنش توسط کالون و دفاع کاستلیو از آزادی اندیشه و انسان در برار جزم اندیشی دینی،و اذیت و آزار و هتک حرمت از طرف کالون تا مرگ کاستلیو،سیر داستانی کتاب را در بر گرفته است.در ضمن پیش گفتاری که تسوایگ بر کتاب نوشته دارای نکات بسیار با ارزشی درباره ی استبداد دینی و شیوه ی رفتار حاکمان را در درازای تاریخ و بالاخص در دوره ی حاضر به تصویر کشیده است.جملاتی از کتاب را با توجه به جایگاهی که این سه تن دارند برایتان می آورم:
-کاستلیو مرزهای ساختگی را به رسمیت نمی شناخت و بین انسانها،جز تفاوتهای معنوی و فرهنگی،تفاوتی قائل نبود.
-کاستلیو به تمامی زورمداران روی زمین ندا در می دهد که هیچ گاه و هیچ جا حق پیگرد انسانی را به خاطر اندیشه هایش ندارند.
-کاستلیو همه ی کشتارهایی را که به نام خدا و ایمان صورت می پذیرد به راستی و به نام حقیقی آن می خواند:جنایت،جنایت،وباز هم جنایت.
-کالون برای آنکه اندیشه ی خشک خویش را چونان اندیشه ی درست بر کرسی نشاند،با قدرت حکومتی برهر فکر دیگر مهر جرم و جنایت می کوبد.
-دل آدمی به درد می آید از زجر روحی آنان در برابر عربده جوییهای ابلهانه ی مدعیان تعصب پیشه ای که یک به یک فریاد برداشته اند"حقیقت همان است که ما می آموزانیم و هر آنچه ما نیاموزانیم خطاست و به دور از حقیقت".
-هنگامی که عقیده ای موفق می شود دستگاه حکومت را با همه ی ابزار دقیق آن در چنگ بگیرد،کمترین ایراد به قدرت مطلق خود را تاب نمی آورد و به وحشت آفرینی (ترور)دست میازدو صدای هر مخالفی را در گلو خفه می کند و چه بسا خود او را نیز.
-کاستلیو:آدمکشی هرگز دفاع کردن از مکتبی نیست،آدم کشتن است و بس.
بعد نوشت:جملاتی از این دست فراوان در کتاب به چشم میخورد که در اینجا مجالی برای نقلشان نیست.خواندن این کتاب بسیار مفید و سودمند است.البته این کتاب ممنوعه است اما افست آن را میتوان تهیه کرد.