حالات و مقامات م.امید
خود زندگی نوشت چندان در بین بزرگان ما مرسوم نیست،و اعترافات که در ادبیات غرب مرسوم می باشد در ایران با اقبال روبرو نشد.از همین رو زندگی بزرگان و اندیشمندان همیشه در هاله ای از ابهام برای هم عصرانشان بوده و در خلال مصاحبه ها و یا خاطرات دوستان و نزدیکانشان اشاراتی به دست آمده است.اخوان بی شک یکی از بزرگترین ادیبان و شاعران این مرز و بوم است که به خاطر نوع اندیشه و تفکرش مورد قهر حکومت بوده،چنانکه در دائره المعارفی که به بررسی ادیبان معاصر پرداخته و چند صفحه ای هم به اخوان اختصاص داشته،در اولین توزیع مورد غضب قرار گرفته و دوباره برای اصلاح و حذف بخش اخوان راهی چاپخانه می شود.در این شرایط چاپ کتابی در حالات و مقامات اخوان به دست استاد کدکنی،دوست نزدیک و همشهری اخوان اتفاق فرخنده و خجسته ای است.کتاب از دو بخش تشکیل شده که بخش اول توصیف حالات و روحیات اخوان و خاطرات استاد کدکنی در پاسخ سایه است.بخشی که بسیاری از ناگفته های اخوان را در بر گرفته و بسیار خواندنی و جذاب است.بخش دوم بررسی شعر و زبان و اسلوب اخوان به صورت فنی و علمی می باشد.این بخش هم دارای اهمیت بسیاری می باشد و کمتر از بخش اول نیست.آنچه این بخش را نسبت به کارهای دیگر ممتاز کرده است تحلیل شعر اخوان با توجه به فضا،زبان،سبک،معنای لغت و ... می باشد نه تاویل شعر بر اساس برداشت ناقد!!!کاری که متاسفانه بزرگان دیگر در بررسی اشعار و کتب این عزیزان انجام می دهند.آنچه استاد کدکنی از تحلیل ها ارائه می دهند بسیار محکم و منطقی می باشد اما زبان سخت اخوان که مایه از ادبیات سنتی و زبان خراسان قدیم دارد خوانش شعر اخوان را برای همه دشوار کرده است،به جز چند شعر معروف زمستان،باغ بی برگی،آنگاه پس از تندر،وچند شعر دیگر که در اذهان مردم جا گرفته است خوانش بقیه ی اشعار با دشواری همراه است.اما این باعث نمی شود که مهارت اخوان را در بسط و ادامه ی راه نیما نادیده بگیریم.خود استاد کدکنی در کتاب اظهار می دارند که شعر اخوان در سبک و اسلوب و اندیشه بسیار عالیست اما دیگر معاصرانش با اقبال بیشتری در نسل جوان و نوگرا برخوردار بوده اند.
اخوان شیفته ی زرتشت همیشه با تردید و دودلی به رابطه ها و دوستی ها می نگرد،در هیچ امری تصمیم قاطع نگرفته و در حالت شک قرار دارد.در الاهیات تمایل به زرتشت و اقتصاد را از مزدک می گیرد،به تازیان و هر آنچه منسوب به آنان است با نفرت می نگرد،پس از مبارزات در حزب توده که به زندانی شدنش می انجامد سر خورده و مایوس می شود و نا امید از اصلاح امور به طنز رو می آورد گریزگاهی برای رهایی از فشار روحی و روانی،او که حوصله ی هیچ کار دفتری و بیرون از خانه را ندارد چند صباحی به اصرار نزدیکان به کار دفتری می پردازد اما دروباره خانه نشینی را اختیار می کند،او که دیپلم هنرستان دارد و هیچ تحصیلات دانشگاهی ندارد همه را از راه مطالعه و تحقیق و بیداری تا صبح به دست آورده است و گاهی لبی به شراب تر می کند و سیری در عالم مستی دارد.اهل سفر نیست و به جز چند سفر بین تهران و مشهد و بنا به شرایط کاری بین تهران و خوزستان دیگر سفری انجام نداده است.یکبار به اصرار استاد کدکنی به همراه بانو راهی سفر فرنگ می شود که بسیار شادمان و سر خوش می گردد.یکبار هم به اصرار دوستان به کوه می رود برای اولین و آخرین بار.از این موارد در بخش نخست کتاب به وفور و در بخش دوم به صورت پراکنده پیش رویتان قرار دارد.
بعد نوشت:بسیاری از مطالب کتاب برایم تازگی داشت و چندی را نیز از استاد حکیمی شنیده بودم،آنچه بیشتر از همه برایم جالب و تعجب برانگیز بود لو دادن اخوان و دوستان حزبیش توسط نیما یوشیج است که استاد کدکنی اشاره وار از آن می گذرد!!!