چنان به روشنی راه دارم اطمینان

که چشم بسته نظر باز خط فرمانم

 

یکی از بیت های معروف سال های جنگ بود که زمزمه می شد و به وصیت نامه ها و سنگ قبر ها راه پیدا کرده بود .تبعیت ابراهیمی به نوعی راهبرد استراتژیک جنگ بود در جامعه شناسی جنگ این نوع از هدایت جنگ ها به مشی ابراهیمی شهرت دارد . در مشی ابراهیمی ایمان به شهود پیشوا زمینه ساز صفات برجسته اخلاقی جنگ است مانند فدا کاری و ایثار و رشادت و ...

 جنگ هشت ساله با تمام فراز و فرودش و نقاط ضعف و قوتش تن به هیچ انکار تاریخی نمی دهد این گره کور عصر عثمانی باید روزی گشوده می شد و به تخلیه حافظه ی تاریک و تاریخی دو ملت می انجامید و شرایط تاریخی منطقه نقطه ی طلایی وقوع آن را فراهم کرد .

 چند روز پیش طرحی هنرمندانه از کاریکاتوریست روزنامه شرق آقای حیدری که باطنا بی ارتباط با موضوع جنگ بود حسن تعلیلی شد برای سرگرم کردن خلایق و باز داشتن از اندوه معیشت که مایه ی تاسف است.

 دوست داشتم کسی حتی به شوخی بگوید نسبت این تصویر به جنگ با چاشنی عرفان مستتر در ادبیات جنگ قابل اغماض است .

 دوست داشتم کسی بیاید و دهها ورد و وصیت و نوشته را که تاکید بر چشم بسته پیمودن راه و اطمینان به مشی پیشوا بود سند می آورد و گره بسته را می گشود

 دوست داشتم ایمان ابراهیمی هنوز دردل منتقدان امنیتی بود و برای رویت تجربی چشم شانی قایل نبودند.

 دوست داشتم اکنون که خود طراح و هنرمند برائت خود را از نقد جنگ! اعلام کرده حد اقل مشی معمول مسلمانی یعنی رافت دینی چاره گشا می شد.

 اما تنبیه یک هنرمند و تعطیلی یک روزنامه سیلی دیگری بود تا روشنفکری دینی از خواب آرمانی خود بیدار شود و برای انسداد عروق اندیشه در آرمان شهرش چاره ای بیاندیشد.

                                                                                                  عبدالجبار کاکایی