فصل کوتاهی از کتاب «موسیقی عطر گل سرخ» عمران صلاحی :

کتابی که در سال ۱۳۶۷ نوشته شد، در سال ۱۳۸۴ از سوی نشر نوروز هنر چاپ شد و دیگر اجازه‌ی انتشار نیافت!

همه‌اش تقصیر برق است. من دفعه‌ی دومم است که اینجا می‌آیم. دفعه‌ی اول به خاطر آمدن برق بود، این دفعه به خاطر رفتن برق.

آن دفعه من و یکی از مدل‌هایم کنار خیابان خلوتی توی ماشین من نشسته بودیم و داشتیم با هم صحبت می‌کردیم. البته بدون هیچ کلمه‌ای. برق‌ها رفته بود و خیابان تاریک تاریک بود. یک دفعه برق‌ آمد و یک ماشین گشت که از آنجا می‌گذشت، ما را غافلگیر کرد.

این دفعه هم توی عکاس‌خانه‌ام می‌خواستم عکس دختری را بیاندازم، تا آماده شدم بیاندازم برق‌ها رفت. من خواستم بروم کبریت بیاورم چراغ‌گاز را روشن کنم که پایم گیر کرد به سه‌پایه دوربین افتادم روی دختره. مادر دختر رفته شکایت کرده، مرا آورده‌اند اینجا. عوض این که بروند یقه‌ی رییس برق منطقه‌ای را بگیرند، یقه‌ی مرا گرفته‌اند. راستی وضع برق اینجا چطور است؟