حاجت به اشارات و زبان نیست ، مترسک

پیداست که در جسم تو جان نیست ، مترسک

با باد به رقص آمده پیراهنت اما

در عمق وجودت هیجان نیست، مترسک

شب پای زمینی و زمین سفره ی خالی ست

این بی هنری، نام و نشان نیست، مترسک

تا صبح در این مزرعه تاراج ملخ بود

چشمان تو حتی نگران نیست، مترسک

پیش از تو و بعد از تو زمان سطر بلندی ست

پایان تو پایان جهان نیست، مترسک

این مزرعه آلوده ی کفتار وکلاغ است

بیدارشو از خواب زمان نیست، مترسک

                                                                             عبدالجبار کاکایی

بعد نوشت:رسیدن بهار و سال نو رو به همه ی دوستان عزیزم تبریک میگم و برای همه بهترین هارو ازخدا میخوام.شاد باشید و سلامت