یادداشت های یک روانپزشک
بسیاری از گرفتاری های ما آدم ها بر سر کلمات است! تعاریف ما از کلمات با هم متفاوت هستند. گاهی یک کلمه را به کار می بریم در حالی که منظورهای متفاوتی داریم و گاهی کلمات متفاوتی را به کار می بریم در حالی که یک چیز می خواهیم!
ما کلمات را اختراع کرده ایم تا منظورمان را به یکدیگر انتقال بدهیم اما گاهی کلمات توان ِ حمل تمام معنا را ندارند، این جاست که باید در مورد آن ها توضیح بیشتری بدهیم.
شاید اگر روزی مجبور شویم سکوت کنیم، صادقانه تر با هم ارتباط برقرار کنیم! دروغ گفتن با زبان بدن بسیار دشوار است. کسی که دروغ می گوید نمی تواند در چشمانمان نگاه کند! کسی که خجالت می کشد عرق می کند! خشم، چهره مان را بر افروخته می کند و خستگی، چهره مان را درهم می برد! آن قدر در بازی با کلمات غرق شده ایم که نگاه کردن به یکدیگر را فراموش کرده ایم!
تصاویری که می بینیم و صداهایی که می شنویم واقعیت های ناب دنیا هستند. کلمات، تعبیرات دست ِ دوم و دستکاری شده ای هستند که جانشین واقعیت شده اند!
می گویند عصر ما،عصر اطلاعات است، می گویم عصر ما، عصر "زبان بازی" و " بازی با کلمات" نیز هست! امان از این کلمه ها!
نه بودا آمده است که ما را بودایی کند، نه موسی آمده است که ما را کلیمی کند! قرار است از بودا، بودا شدن را بیاموزیم، از موسی، کلیم شدن را و از مسیح بیاموزیم:" و جعلنی مبارکا این ما کنت!"
پاسخ سوالات هر کس در نزدیکی اوست، در سرزمین او و در مذهب و آیین او!
برای یافتن پاسخ ها نیاز به " هجرت" داریم، اما نه هجرت از یک " آیین" به "آیین" دیگر بلکه هجرت از یک " قالب ذهنی" به یک " قالب ذهنی دیگر!"
آن چه به من بگویی فراموش خواهم کرد، آن چه به من نشان بدهی، به یاد خواهم سپرد و تنها آن چیزی را خواهم فهمید که به آن عمل کنم!
یاد بگیر چه طور بمیری، آن گاه یاد خواهی گرفت که چه طور زندگی کنی.
وقتی که حقیقتا احساس کنی خواهی مرد، همه چیز را به شکل دیگری خواهی دید.
ما " افسردگی" یا " اضطراب" را به طور مستقیم انتخاب نمی کنیم اما رفتارهایی را در زندگی انتخاب می کنیم که باعث احساس افسردگی یا اضطراب در ما می شوند، بنابراین غیر مستقیم احساسات ناخوشایند را انتخاب می کنیم!
به وعظ و نصیحت هایی که به دیگران می کنید خودتان به دقت گوش کنید، اغلب آن ها نصیحت هایی هستند که خود شما بیش از دیگران، به آنها نیاز دارید!
ما برای همه چیز وقت نداریم، ما برای همه چیز پول نداریم، ما برای همه چیز انرژی نداریم اما برای " مهم ترین چیزها" هم وقت، هم پول و هم انرژی داریم. پس مشکل آدم ها در زندگی، وقتی دچار کمبود وقت، پول و انرژی می شوند، این است که در مورد انتخاب " مهم ترین چیزها" در زندگی شان دچار تردید و دودلی اند! بنابراین محور سرمایه گذاری زندگی شان مشخص نیست.
عصر ما، عصر "سرعت"، "شتاب" و "عجله" است. تصور می کنیم در یک مسابقه ی سرعت شرکت کرده ایم و موفقیت را این گونه تعریف کرده ایم که با سرعت بیشتری آن چه را لازم است به دست آوریم. گرچه سرعت نیز به خودی ِ خود ارزشمند و مفید است، از خاطر نبریم که با زیاد کردن شعله ی اجاق گاز، برنج زودتر دم نمی کشد و خورشت زودتر جا نمی افتد! چیزهایی در هستی وجود دارند که تنها در زمان ِ خاص خود اتفاق می افتند و وظیقه ما در قبال آنها صبر و انتظار است.
یادداشت های یک روانپزشک-دکتر محمد رضا سرگلزایی
بعد نوشت:از دوست جان بابت هدیه ی این کتاب ممنونم،در ضمن یکسالگی وبلاگ خاطره ی عزیز رو تبریک میگم.وبلاگی که خوندنش تو این زمان نعمت بزرگیه با مطالب مفید و قشنگش.
